جهان خواب است
جهان خواب است
زمان خواب است
به دلها وهم و تردید است
شکایت ها ز ترس دل و بیداد از غم یار است
کجا یاری
کجا یادی
کجا آن یار بازاری که با چشمان جادویی بیارامد دل ما را
کجا آن چشم آهو که پر از دیدار پروانه ست
کجا آن خانه آبادی
همه در وهم بیداری
همه در کنج ویرانی...
جهان خواب است و دل خواب است و خواب آلوده ی رویاست
دریا
کتاب ماه سپید
شهناز عیدی وندی "دریا"