درخت...

درخت;
اسوه ایستادگی و آزادی
چه در دل خود پنهان داری
که چنین شاخ و برگ برافراشتی
و هراسی ز برگ ریزان نداری
چه چیز تو را به سکوت وا داشته
که ریشه در خاک دواندی
و هراسی ز باد و بوران و طوفان نداری..‌
در کدامین قصه ها باید تو را جای داد
تا قصه ات اندرزی باشد
برای سست بنیادان و اسیران سر سپرده به باد...

بغض ابری...

مثل ابری پر بار
بغضی به گلو دارم...
ابر می بارد...
و
من می بارم...
می بارم
در
سکوت شب
در شعر...
در میان کلمات
مثل نقطه
بر
صفحه نت..
من اگر
در شعر نبارم
می میرم...

                     Sh:E

باران ببار...

باران
تو که می باری ببار
بر شوره زاری که
چشم بر باریدن تو دارد
روان شو از گلوی ابری که در بغض کهنه ای
تو را می فشارد
و ببار...
ببار بر تن خشکیده درختی که برگ های زردش به تلنگر بادی بند است...
ببار و ریشه خشکیده را سیراب کن
تا در بهاری نزدیک
جان بگیرد
بشکفد
گل بکند
و سر پناهی شود
برای پرستوی مهاجر...

Sh:E

کمی اندیشه برای داشتن قلبی آرام...

خصلت های درون ذاتی را بشناسیم...
چاپلوس صداقت را فدای ریا می کند...
کوته فکر هر آنچه را می شنود باور می کند..‌. 
سطحی نگر هر آنچه را می بیند قبول می کند...
ریا کار چرب زبانی را پیشه ی خود کرده است...
حسود چشم خوب دیدن دیگران را ندارد...
جاه طلب اسیر مناییت است.
خصلت های اکتسابی را بشناسیم...
آداب سخن گفتن و معاشرت
آداب غذا خوردن
آداب راه رفتن و نشستن
و مهم ترین ادبی که این روزها باید یاد گرفت آداب و سواد رسانه ایست... با آموختن سواد رسانه ای هم به خود و هم به دیگران احترام بگذاریم.
زبانتان را به خوب گفتن عادت دهید
گوشتان را به خوب شنیدن
و چشمتان را به خوب دیدن تا دچار وهم و تردید نشوید و با خود صداقت پیشه کنید تا صداقت دیگران را ببینید و بدانید که هر کس با خودش صادق است با جهان اطراف و با خدای خویش صادق است و این صداقت او را از هر غمی می رهاند و آرامش را به قلب هدیه می دهد. 
یادمان باشد؛
نرنجانیم تا نرنجیم
نگریانیم تا نگرییم
بد نگوییم تا بد نشنویم
و خلاصه کلام جهان آینه رفتار ماست هر کنشی یک واکنش دارد و هر عملی یک عکس العمل
یادمان باشد همیشه آنگونه که ما می خواهیم نمی شود آنچه خدا خواست می شود پس دلمان را به مهر ابدی خداوند پیوند بزنیم و از آن بخواهیم هر آنچه را که برایمان می خواهد دل را رضا داریم از رضای او که مهربانترین مهربانان است...
روزتان سرشار از بندگی حق..‌.

🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸

خیال زلف از سروده های گویشی  به زبان بختیاری زبان مادرام

خیال زلف

مو خاطر خواه تو بیدوم خدا جونوم خوتم دونی
که هم نادیده ایبینی و هم ننوشته ایخونی
نصحیتگر چه ایدونه ز درد عاشق و معشوق
نیوینه هر دل کوری همه رازای پنهونی
پلاته تو پریشون کن دلومه بیار و پا بازی
که ز هر تار زلفونت هزارون شعر ایبو خونی
گره کار همه دردا اشاره بُرگ و چشمونت
یه دم بنشین و اخماته دیه وا کن ز پیشونی
چراغ روشن ای دل نسیم باد زولفونت
خدایا تو میار سی مو همه درد و پریشونی
خیال زلف پر چینت دلومه ایبره هر دم
بیو تا بخت و اقبالوم ز سر جا خوس نجونبونی

Sh:E