یک وقت هایی حوصله ات می گیرد...سروده ی بی حوصله ام...

 

در پی بی حوصلگی

به سراغ کلمات می آیم

در کاسه ادراکم وهم نمی گنجد

 حوصله را لای چارقدی پیچیدم

و گذاشتم زیر سرم

و من اکنون غرق در هجای کلماتم...

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌

 

 

 

 

انار با کمال شعرم...

انارهای ترک برداشته

به کمال رسیده اند!

پرنده در قفس

آواز رهایی سر می دهد...!

یک وقت هایی دلت میگیرد...شعر دلگیرم...

یک وقت هایی دلت میگیرد...

و چه دلگیرم من

بغض در گلو

درد در سینه

فریاد نمی آید،

از بیستون

صدای تیشه فرهاد نمی آید،..

لب خشکیده 

داغ لب بسته

درد در دل

از دل پر درد

آه بر نمی آید...